سلطان محمد مطربي سمرقندي

567

تذكرة الشعراء ( فارسي )

خوشحالى رقيبان زان روى ناموجّه * وز غم دل اسيران افگار نامناسب با اين‌همه نكويى جور و جفاى تو بد * از مردمان نيكو آزار نامناسب بىكيفيت چو « عهدى » رفتن ز دير ما خوش * بودن به دور چشمش هشيار نامناسب [ « 227 » ] عبورى مرغينانى [ سدهء دهم هجرى / شانزدهم ميلادى ] عبورى مرغينانى ، فضيلت داشته و در اشعار ، لطيفه را بسيار ملتزم مىگشته ، بيشتر گفتارش رباعى بوده و اين رباعى را به جهت سرتراش پسرى پاكيزه گفته : رباعى : شوخى كه گل از ماه رخش دارد رنگ * ز آيينهء دل زدوده از پاكى زنگ آن تيغ فراز سنگ نبود به كفش * بر شستن دست اوست آب سرنگ و اين رباعى را به جهت ميرزا محمود ديوان اسفنديار سلطان گفته : رباعى : اى آصف دهر و شاه اقليم وجود * مهر تو ز ديوان دلم زنگ زدود بودن به من حزين ميسّر نشود * در كوى تو كان هست مقام محمود گويا وفات نموده است .

--> ( 227 ) . ملا عبورى گندم‌دانى ، از مردم گندم‌دان از توابع مرغينان و شاگرد باقى انجمى از شاعران ماوراء النهر بود و مردى دانشمند به شمار مىرفت و در عروض ، قوافى و معما دست داشته است و شعر را خوب مىخوانده و بسيار خودپسند بوده و غزل را روان مىسروده است . از تاريخ تولد ، مرگ و زندگانى او اطلاعى بيش از اين در دست نيست : تاريخ نظم و نثر در ايران ، 1 / 602 .